تبليغاتX
زنی که اخر حوصله اش سر رفت


زنی که اخر حوصله اش سر رفت

 

سمانه

 

دوست من

 

ميداني كه هيچ وقت عزادار نخواهم شد

 

براي مرگ هيچكس

 

اما

 

اينكه ميبينم نميخندي

 

غمگينم ميكند

تسليت مرا بپذير

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 8:52 بعد از ظهر توسط ساناز پناهی|


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست