زنی که اخر حوصله اش سر رفت
به زودي درش را تخته ميكنم و ميروم پي همان جسد خودم بايد به جايي برسانمش . دارم ميرم . ساكت . مثل وقتي كه امدم . مثل وقتي كه بودم . حوصله ي صبوري ندارم . حوصله ي خنده . دلم تنگ ميشود براي هرچه اينجا كاشتم و برداشت نشد . براي همه ي كسايي كه اين مدت با من بودن ارزوي شادي ميكنم . دست و دلم ميلرزه حالا كه ميخوام اين دكمه ي خذف لعنتي رو فشار بدم . دارم ميرم . یا میمیرم ؟ چه فرق میکنه برای من ؟ برای تو ؟ خدانگهدار مرا يادت هست؟ من همانم كه شبي دردالود راز دل گفتم و باور كردي بهر قلب باراني من چشم خود تر كردي من گفتم و گفتم تو شنيدي تو مرا از همه عالم سر كردي تو مرا يادت هست؟ من همانم كه تو گفتي به جهان يكي يكدانه منم گل گلخانه منم ناز و دردانه منم من همانم به خدا اين بدنم اين همه جان و تنم بين مرا من همان ماندم و هستم تو چرا خار شدي؟ بهر اين قلب باراني من تو چرا مار شدي ؟ نيشكي ميزني و ميبريم بي خود و تنها من همانم به خدا من همانم به خدا . تو مرا يادت هست ؟ نيست به خدا يادت نيست من فراموش شدم شعله اي بودم و خاموش شدم تو مرا يادت نيست من مردم و لبخند تو اغوش شدم جام زهر سفرت نوش شدم خاموش شدم . تو مرا يادت نيست من تو را يادم هست تو اگر باز شبي غصه ي ترك معشوق به دامن داشتي يا گل گريه توي چشم ميكاشتي نام من اواز كن و نغمه ي خود ساز بكن گرچه يادت نيست مرا هستم ان روز كنارت هرچه خواستي بهر من ناز بكن دل خود نزد من بازبكن گرچه يادت نيست مرا تو خدا پشت و پناهت به سلامت عاشقانه زيستن را اغاز بكن گاهي هم اگر خواستي و يادت بود بهر مرده بهر من فاتحه اي بر خوان و باز هم بهر جسدم ناز بكن ناز بكن روح من ان دم كنار تو كشد نازت را تو اگر يادت بود . . .
احساس ميكنم كشيدن اين جسد بي خاصيت دنبال خودم خيلي سخت است كه اينجوري خسته ام كرده . گنديده از بس توي گرماي اينجا انداخته امش روي كولم و توي كوچه ها پرسه زده ام . احساس ميكنم بدجوري پوسيده ام كه تا تكان ميخورم يه تكه از من جدا ميشود . همه جا پخش شده ام . مثل ليسه هايي كه فرامرز ميكوباندشان به ديوار . خيلي بد به قتل رسيده ام خيلي . جسدم تا مدتها بي حركت مانده بود و بو گرفته بود تا خودم دست به كار شدم و انداختمش روي كولم و كشان كشان از همان موقع ميبرمش . نميدانم كجا . بابا مرده شورت را ببرند با اين دختر تربيت كردنت . دارم ميروم . شايد دوباره برگردم ولي نه حالا كه چشم و دلم درد ميكند . ميخواهم اين جسد لعنتي را به يك جايي برسانم . بعد .

| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


